پیتر کالتورپ، الگوی پدسترین پاکت و فرم بهینه شهر

الگوی پیشنهادی کالتورپ که نوعی توسعه متکی بر حمل و نقل همگانی به وسیله راه آهن سبک می باشد تحت عنوان الگوی پدسترین پاکت یکی از انگاره های نو طراحی شهری را شکل داده است. الگوی پدسترین پاکت در واقع مجموعه ای از شهرک های کوچک است که توسط سیستم راه آهن سبک به یکدیگر و شهرهای اصلی منطقه خود مرتبط می شوند. هر یک از شهرک ها با هر یک از پدسترین پاکت ها مجموعه است که برای استفاده پیاده طراحی شده است و فاصله افراد تا ایستگاه راه آهن نیز به نحوی است که نیاز به استفاده از اتومبیل را ایجاد نمی کند. این مجموعه ها خود اتکا نیستند و قرار نیست که کلیه افراد ساکن در آن در همان محل کار کنند یا انواع مراکز خرید مورد نظر ساکنان در همان محل یافت شود. به لحاظ تراکم و اندازه جمعیتی در حدود 5000 نفر را در 100 جریب زمین سکنی می دهند، یعنی تراکمی در حدود بیشتر از 100 نفر در هکتار؛ به بیان دیگر سطحی برابر یک دهم بسیاری از شهرهای جدید را اشغال می کند.

پدسترین-پاکت-پیتر-کالتورپبه دنبال بروز مسائل زیست محیطی، مبحث توسعه پایدار در سال 1987 توسط کمسیون جهانی محیط و توسعه به طور رسمی در دستور کار سیاسی قرار گرفت و در این چارچوب نظریه پردازان برنامه ریزی و طراحی شهری مقوله ی شهر پایدار را در دستور کار قرار دادند.

میان شهر پایدار و مقوله ی تراکم رابطه ی مستحکمی وجود دارد و تحقیقات به عمل آمده در این زمینه بر ارتباط میان کاربری زمین تراکم و استخوان بندی شهر بر روی تقاضای سفر جواب مثبت داده و خواستار فرم های شهری با بازدهی مصرف انرژِ بیشتر شده است شهر پایدار از دو طریق می تواند به ارتقای کارایی محیط شهری از نظر مصرف انرژی و در نهایت به توسعه ی پایدار کمک کند:

  1. از طریق انتخاب فرم های شهری و توزیع کاربری ها و تراکم ها به نحوی که سفرهای درون شهری تقلیل یابند.
  2. از طریق ارتقای محیط کالبدی به نحوی کهبه انرژی خانگی و صنعتی کمتری نیاز داشته باشند. به منظور دست یابی به شهر پایدار به مفهوم شهر فشرده که متضمن جنبه ی رایج همان مفهوم می باشد مطرح گردیده است.

تحقیقات کالتورپ نشان می دهد برای رسیدن به شهر پایدار می توان در دو زمینه قیمت گذاری مناسب سوخت و طراحی فرم های مناسب شهری اقدام کرد. با توجه به عدم قطعی بودن و اکنش بازار به افزایش هزینه انرژی پیشنهاد شد که معماران و شهرسازان راه حل هایی را جهت ایجاد محیط های مصنوع با بازدهی بیشتر از نظر انرژی ارائه کنند. یکی از راه حل های مناسب برای مواجهه با بحران انرژِی تشویق ایده ی شهر فشرده با تراکم بالاست.

کمیسیون جامعه اروپا یکی از قویترین مدافعان رویکرد شهر فشرده است که در گزارشی شهر را به مثابه یک مصرف کننده انرژیِ نگریسته است که می بایست با توجه به محدودیت و ارزش انرژی در استفاده از آن در شهر نهایت دقت به عمل آید. پژوهش های تطبیقی در زمینه فرم شهری و کارآیی انرژِی مصرفی نشان داد که بین شش الگوی مختلف فرم شهری دو الگوی شهر فشرده و الگوی تجمع های غیر متمرکز در سطح منطقه ی شهری الگوهای مناسب تری هستند.

راهکار رفع معایب شهر فشرده

الگوی شهر فشرده از سوی پاره ای از محققان از منظر کیفیت زندگی مطلوب مورد تردید و چالش قرار گرفته است. برخی از تناقض های الگوی شهر فشرده و دارای تراکم زیاد چنین ابراز شده است که تراکم زیاد شهر ها متناقض با دست یابی به کیفیت زندگی حومه های شهری، فضاهای سبز شهری، منابع انرژی تجدید پذیر، اقتصاد روستایی و پراکندگی متناسب با فناوری ارتباطات از راه دور می باشد.

همچنین ایده شهر فشرده از سوی طرف داران گسترش استفاده از انرژی های تجدید پذیر مورد اشکال قرار گرفته است. از این رو محققان فرم های شهری توصیه کرده اند در صورتی که استفاده از این گونه انرژی مد نظر باشد می بایست از الگوی شهرهایی با تراکم کمتر استفاده شود. برای مثال پیشنهاد شده است که یک شبکه شطرنجی با ساختمان های با تراکم زیاد در جوار معابر و مسیر حمل و نقل عمومی ایجاد شود و مرکز هر یک از بلوک ها در شبکه شطرنجی بر روی هسته هایی با فضاهای باز و سبز مستقر گردد تا امکان زندگی با تراکم بالا و استفاده از انرژِی های تجدید پذیر در کنار فضای سبز کافی فراهم گردد.

از پژوهش کالتورپ چنین استدلال می شود که ممکن است حرکت به سوی ایجاد شهر فشرده با تراکم زیاد به عنوان سیاستی عام برای کل یک منطقه ی شهری در صورت عدم توجه به تراکم به عنوان راهبردی برای کل منطقه شهری و نادیده انگاشتن تفاوت در بخش های مختلف یک منطقه شهری از نظر کالبدی و نحوه ی استفاده از آن، می تواند حرکتی خام و احتمالا نامطلوب باشد. منتقدان استفاده از الگوی شهر فشرده یا سیاست تحکیم شهری معتقدند که می بایست از رویکردهایی که قادر به شناسایی مسائل خاص محیطی مرتبط با بخش های مختلف منطقه شهری نظیر مرکز شهر، محلات داخل شهری، محلات حومه  شهری و نواحی روستایی  باشد استفاده کرد.

بنابراین تدوین سیاست های مختلف و جداگانه برای هر یک از بخش های منطقه ای توصیه می شود. چنین رویکردی با حساسیت بیشتری به تفاوت ها و توانمندی مکان های مختلف پرداخته و انعطاف بیشتری جهت انتخاب افراد در مورد محل و سبک زندگی مورد نظرشان در تراکم های مختلف شهری فراهم می سازد. ماهیت پیچیده ی شهر و مردمی که درآن زندگی می کنند ضرورت اتخاذ راهبردهای پیچیده با استانداردهای متنوع و با انعطاف را ایجاب می کند که با رویکردهای نوین در شهرسازی قابل دستیابی است.

در آلمان فرانسه ، ایتالیا، اسپانیا و بسیاری از کشورهای توسعه یافته بیش از 70 سال است که مسئله تراکم با گونه شناسی ساختمانی رابطه ای مستقیم دارد. ایل دفونسو در سال 1985 طرحی را برای توسعه شهر بارسلون تهیه کرد که در آن هر بلوک شهری در شش مرحله مربوط به شش دوره توسعه شهری افزایش تراکم را تجربه می کرد و در هر مرحله تیپولوژی ساختمانی تغییر می یافت. تغییر گونه شناسی ساختمان مربوط به بهره برداری صحیح از ساختمان و نیز مرتبط با زیبا شناسی آن است. هم چنین به تبع اهمیت یافتن ساختمان، تعداد واحدها نیز اهمیت می یابد. افزایش تراکم در اغلب کشورهای پیشرفته با سطح اشغال زمین مرتبط است تا موجب شود تعداد واحدها به طور هندسی – و نه حسابی – رشد کنند، برای مثال اگر خانه ای دو طبقه می تواند در هر طبقه یک واحد ساختمانی داشته باشد ساختمان پنج طبقه ناچار است در هر طبقه حداقل  سه واحد ساختمانی فراهم آورد و بدین لحاظ به زمین بزرگتر و سرمایه گذاری بیشتر نیاز دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *