منظر به مثابه پوشش کالبد و فعالیت شهری

منظر شهری از جمله اجزای بااهمیت هویت شهر و شاید رکن اصلی تاثیرگذار بر تصویر ذهنی از شهرها می باشد. ما بسیاری از خیابان ها و شهرهای خاص دنیا را با شکل و ظاهر عمومی و تصاویر خاص آنها در ذهنمان می شناسیم. بیشتر این تصاویر هویت مند به دلیل قدمت، شخصیت ویژه ای یافته اند. شهرهای برخوردار از محیط بصری مطلوب قادرند تا با وسعت بخشیدن به تجربه زیباشناختی مخاطبان، موجبات ارتقای تصویر ذهنی جامعه و تقویت حس تعلق آنان را فراهم آورند و با اعتلا بخشیدن به شخصیت شهر در سطح ملی و بین المللی، توان رقابتی شهر را برای جذب هر چه بیشتر سرمایه تقویت نمایند. اگر چه در طول تاریخ، طراحی نوآورانه شهرها معمولاً در پی رشد اقتصادی شهرها رخ داده است، اینک در عصر جهانی شدن و رقابت میان شهرها ظاهراً روند دیگری به چشم می خورد. اهمیت جنبه بصری شهر از آن روست که امکان “قرائت” محیط را به مثابه یک  “متن “فراهم می آورد. در دنیای کنونی متولیان امر مدیریت شهری بایستی بر اساس داشته های موجود و افق طرح های شهر، برنامه هایی را در جهت بالابردن کیفیت تصویر ذهنی از شهر با توجه به هویت شهر و بر اساس نیاز شهروندان تدبیر کنند.

urban-landscape-design

در بحث منظر شهری باید چند عامل اساسی دخیل در آن را در نظر داشت: اول آنکه منظر شهری در چه مقیاسی مورد بررسی است و در کدام سطح نیاز به اصلاح و زیباسازی دارد. دوم آنکه عوامل گوناگون جغرافیایی-اقلیمی، اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی-تجاری چه تاثیری بر کالبد شهر و به تبع آن بر منظر شهری دارند. مکان های بسیاری که بر اثر نیازهای گوناگون جامعه شهری بوجود آمده اند هر یک می توانند نقشی متفاوت از دیگری داشته و فعالیتی مجزا را پذیرا باشند و از طریق محیط کالبدی که برای فعالیت شهروندان فراهم می آورند، نقش خود را در تاثیرگذاری بر ناخودآگاه شهروندان ایفا می کنند. گذشته از عواملی که بر منظر شهری موثر می باشند، کالبد شهر در ارتباط با محیط اطراف نیز قرار داشته و نیاز به هماهنگی در نمای ساختمان ها ضروری به نظر می رسد. هدف این مقاله تبیین اهمیت محیط بصری و منظر شهری در شهر، گونه شناسی نقش های مختلفی که تاکنون منظر شهری بر عهده داشته، و بازشناسی روند تکاملی مفهوم آن می باشد.

شهرهای معاصر ما در زمینه ارائه فضاهای عمومی جهت حضور، ارتباط و گذران اوقات فراغت به شهروندان خود فقیر هستند. در گذشته میادین شهری، بازار و مساجد، فضاهایی ارزشمند جهت اینگونه ارتباط ها بودند. اما اکنون با ورود اتومبیل به زندگی شهروندان به عنوان جزیی لاینفک بسیاری از فضاهای عمومی به معابر و خیابان هایی تبدیل شده اند که جولانگاه اتومبیل های شخصی هستند و این باعث از بین رفتن مقیاس انسانی در کالبد شهر شده که خود به یک معضل بزرگ تبدیل شده است. شهر به عنوان پایتخت معنوی ایران، بسیاری از فاکتورهای زییاشناختی در حوزه منظر زیبای شهری را دارا نیست و با توجه به اهمیتی که از لحاظ جذب مسافر و گردشگر دارد می توان ادعا نمود که امر زیبا سازی آن با رویکردی پایدار از جمله مهم ترین اولویت هاست. بدنه سازی خیابان ها، طرح هماهنگ سازی نمای ساختمان ها و ایجاد سازوکار مناسب اداری در جهت اجرای صحیح برنامه ها از جمله فعالیت هایی است که در شهرهای موفق دنیا به اجرا گذاشته شده اند. استفاده از تجارب دیگر کشورها در راه زیباسازی شهر راهی است مطمئن که گذشته از برآورده ساختن نیاز شهروندان به شهر زیبا، شاخصی برای سنجش سرعت حرکت به سمت پایداری نیز می باشد. توجه به طرح تفصیلی، طرح جامع، طرح مجموعه شهری و طرح توسعه و عمران ناحیه شهری بیانگر آنست که اهمیت این مهم هنوز به درستی شناخته نشده و حتی با وجود تغییراتی در شرح خدمات و سرفصل های مورد نیاز این برنامه ها،  ارائه سیاست های کلان منظر شهری در این طرح ها جایی ندارد.

در بررسی منظر شهری، توجه به رویکردهای موجود در نحوه مدیریت منظر شهری مهم به نظر می رسد. چنین به نظر می رسد که رویکرد کنونی، نوعی ذهنیت گرایی است که سعی بر توجیه طرح ها با استدلال تمثیلی داشته و توجهی به فرآیند های علمی و هنری که برخاسته از دیدگاه های کلیت گرا، وحدت گرا، کثرت گرا و جزء نگر می باشد، ندارد. نتیجه این بی توجهی، ناهمگنی طرح های موضعی و موضوعی است که برای گوشه گوشه این شهر تهیه شده و منظر شهر را همچون چهل تکه ای از نقش ها کرده است. باید توجه داشت که ارتقا ارزش و کیفیت منظر شهری از طریق هماهنگی مصالح نما، هندسه و تناسبات ، ارتفاع و خط آسمان برنامه ریزی شده و هماهنگی در فرم و عناصر الحاقی در نما حاصل می شود. بنابراین توجه ویژه به منظر شهری در از موضوعاتی است که اولویت ویژه داشته و توجه مسئولان را می طلبد.

ارائه دیدگاه غیرفعال است