مؤلفه‌های محيط و فضای شهری

فضاي زیست انسان مانند هر پديده‌اي در جهان هستي داراي فرم و محتوا مي‌باشد. تلقی رایج آن است که فرم همان شكل، و محتوا همان عملكرد است. البته هيچ فرمي را بدون محتوا نمي‌توان تصور كرد و محتوا را نمي‌توان بدون فرم تصور كرد. محتوا، موضوع، معني و مفهومي است كه در يك پديده نهفته است. محتوا داراي خصلتي دو گانه است: عيني و ذهني.

urban-space-aspects

فرم يا صورت

فرم، ظاهر، ساختار، چگونگي و نحوه رشد محتوا و تجسم و بيان آن است. تعريف زيباشناختي فرم عبارتست از تظاهر حسي و واضح يك پديده كه خود را در معرض قضاوت قرار مي‌دهد. منظور از تظاهر حسي، ظاهر بالقوه يك پديده است كه در فرايند ادراك خود را بالفعل نموده، توسط انسان احساس شود.

پس فرم جنبه احساس يك پديده است. فرم هميشه حالتي كالبدي ندارد. فرم يا صورت، كليتي است وحدت يافته از شاخص‌هاي كالبدي و غيركالبدي. جنبه كالبدي فرم شامل رنگ، شكل، گشالت، بافت، پيكره، جايگاه، جهت (وضع قرار گيري)، تعادل بصري (درجه سختي و نرمي)، ساختار و … مي‌باشد.

پيدايش تمام فر‌م‌هاي تجسمي از حركت نقطه آغاز مي‌شود، نقطه حركت مي‌كند و خط ايجاد مي‌شود. اگر خط تغيير مكان يابد و سطح را حاصل كند عنصر دو بعدي خواهيم داشت. در حركت از صفحه به فضا، از برخورد صفحات، جسم ايجاد مي‌شود. خلاصه اينكه انرژي جنبشي، حركت نقطه را به خط، خط را به صفحه و صفحه را به بعد فضايي تبديل مي‌كند. عناصر اصلي فرم عبارت‌اند از: نقطه، خط، سطح و حجم.

انواع فرم

نقطه

نقطه مكاني را در فضا مشخص مي‌كند. از نظر فلسفي، فاقد طول، عرض يا عمق مي‌باشد و بنابراين حالت ايستا، بدون جهت و مركزي دارد. با اينكه نقطه از نظر فلسفي فاقد شكل و فرم مي‌باشد، هنگامي كه در يك محدوده بصري قرار مي‌گيرد تأثير حضورش محسوس است. نقطه در مركز محيط خود داراي تعادل و سكون است، عناصر اطراف را حول خود سازماندهي مي‌كند و محيط را تحت تسلط خود قرار مي‌دهد.

وقتي نقطه از مركز دور مي‌شود از سلطه نقطه در محيط، كاسته شده، نقطه و محيط براي بدست آوردن تفوق بصري به رقابت مي‌پردازند. يك كشش بصري بين نقطه و محيطش بوجود مي‌آيد. نقطه فاقد بعد است. براي تجلي عيني مكاني در فضا يا روي زمين نقطه را بايستي در غالب يك عنصر خطي و عمودي، مانند يك ستون يا تك ستوني هرمي يا يك برج تصور نمود. ساير فرم‌هاي ايجاد شده از نقطه كه خواص بصري نقطه در آن‌ها مشترك است شامل دايره، استوانه و كره است.

خط

از امتداد نقطه خط بوجود مي‌آيد. از نظر فلسفي، خط داراي طول است. ولي فاقد عرض و عمق مي‌باشد. در حالي كه نقطه ماهيتاً ايستا است. خط كه معرف مسير حركت نقطه مي‌باشد از نظر بصري قادر است جهت، حركت و رشد را القا كند. خط عنصر مهمي در شكل‌‌گيري هر تركيب بصري مي‌باشد و مي‌تواند به اشكال زير بكار رود.

  • اتصال دهنده رابط، نگهدارنده، محيط كننده يا قطع كننده ساير عناصر بصري،
  • تعريف كننده لبه‌ها و شكل دهنده سطوح،
  • تجزيه كننده وجوه سطوح.

در معماري، خط بيشتر مي‌تواند عنصري فرضي باشد تا عيني. يك نمونه آن خط محور است كه خطي مي‌باشد نظام دهنده كه بوسيله دو نقطه در فضا بوجود مي‌آيد و حول آن عناصر مي‌توانند به طور متقارن آرايش يابند.

انواع خط

سطح

دو خط موازي از نظر بصري مي‌تواند معرف يك سطح باشد. تكرار يك لايه فضاي خالي بين آن‌ها مي‌تواند معرف ارتباط بصري آن‌ها باشد. هرچه اين خطوط به يكديگر نزدیک‌تر باشد احساس سطح قويتر مي‌شود. تكرار خطوط موازي به درك ما از سطح تعريف شده كمك مي‌كند. هرچه تداوم اين خطوط در سطحي كه معرفي مي‌كند بيشتر باشد، سطح مزبور واقعي‌تر مي‌گردد و فضاهاي خالي اوليه بين خطوط تنها بصورت برش‌هايي از سطح محسوب مي‌‌شوند.

شكل، از صفات مشخصه اصلي سطح است و توسط خط دوره‌اي كه لپه‌هاي سطح را تشكيل مي‌دهد معين مي‌شود. از آنجا كه برداشت ما از شكل سطح در پرسپكتيو به خطا مي‌رود تنها شكل واقعي يك سطح وقتي معلوم مي‌گردد كه از جلو به آن نگاه شود. رنگ و بافت كه از خواص وجه سطح هستند بر بار بصري و استحكام آن اثر مي‌گذارند.

انواع كلي سطوحي كه در طراحي معماري بكار مي‌روند عبارت‌اند از: سطح سقف، سطح ديوار و سطح كف. سطح زمين نيز خود مي‌تواند به نحوي ترتيب يابد كه پذيراي فرم باشد. مي‌تواند بالا بيايدتا نمايانگر حرمت يك محل مقدس يا مهم باشد، مي‌تواند گود شود تا فضاهاي خارجي را تعريف كند يا سپري براي عوامل نامطلوب بوجود آورد، مي‌توان آن را تراشيد يا تسطيح كرد تا سكوي مناسبي براي احداث بنا فراهم آيد. سطح زمين مي‌تواند بصورت پله پله تشكيل شود تا به تغييرات توپوگرافي زمين براحتي جوابگو باشد.

انواع سطح

حجم

از امتداد سطح در غير از جهت اصلي خود، حجم بوجود مي‌آيد. از نظر فلسفي حجم داراي سه بعد يعني طول، عرض و عمق مي‌باشد. تمام احجام قابل درك و تجزيه و شامل قسمت‌هاي زير مي‌باشند:

  • نقاط (رئوس): مكان تلاقي چند سطح
  • خطوط (يال‌ها): مكان تلاقي دو سطح
  • سطوح (وجوه): كه حدود يا محدوده حجم را تشكيل مي‌دهند.

فرم اولين صفت مشخصه حجم است و به وسيله اشكال و نحوه ارتباط سطوحي كه حدود حجم را تعريف مي‌كنند معين مي‌شود.

انواع حجم

عملكرد

انسان داراي نيازهايي است كه براساس آن با محيط پيرامون خود ارتباط برقرار مي‌كند. وي براي رفع نيازهاي خود نه فقط مجبور به فعالیت‌های متعددي است، بلكه محيط را نيز سيستم ديناميكي مي‌يابد كه قادر است بسياري از نيازهاي وي را پاسخ دهد. عملكرد در واقع توانايي يك سيستم ديناميك در ايجاد حالت‌هاي رفتاري معين است.

ارتباط نزديك و مستمر و متقابل بين نياز، فعاليت و عملكرد باعث مي‌شود كه عملكرد به عنوان يكي از وجوه پديده مطرح شده و به عنوان يكي از اين مؤلفه‌ها مطرح گردد. با تعدد مشكلات و مسائل و سيطره كميت بر ذهن بسياري از نظريه پردازان معماري و شهرسازي، ساده كردن مسئله تنها راه حل انتظام بود. دسته بندي و تحديد فعالیت‌های بي‌شمار انسان‌ها به چهار فعاليت عمده سكونت، كار، فراغت و كار و تلقی انسان به عنوان يك ماشين زنده، قدرت و مقام عملكرد را به مرحله‌اي رساند و توقعاتي را از آن ايجاد كرد كه پیامدهای آن تا امروز دوام آورده است.

منابع

  1. پاکزاد، جهانشاه: راهنمای طراحی فضاهای شهری در ایران: دبیرخانه شورای عالی شهرسازی و معماری: شرکت طرح و نشر پیام سیما: وزارت مسکن و شهرسازی: 1384.
  2. پاکزاد، جهانشاه: مبانی نظری و فرایند طراحی شهری: دبیرخانه شورای عالی شهرسازی و معماری: انتشارات شهیدی: 1385.
  3. پاکزاد، جهانشاه: هویت و این همانی: مجله صفه شماره 31: 1379.