رویکرد نوین به اقتصاد شهری؛ چالشها و راهکارها

در جریان تحول اقتصاد به‌سوی دانش و فرهنگ، شهر و مقوله مدیریت شهری در آن نقش کلیدی را به خصوص در دو دهه گذشته ایفا نموده است. سیاست‌گذاران و مجریان به این موضوع واقف هستند و سعی می‌کنند این پدیده را تقویت کنند. آن‌چه این فرآیند را تسهیل و تعدیل می‌کند تقویت عامل اساسی دانش و نوآوری است که منبع اصلی توسعه پایدار اقتصادی در شهرها محسوب می‌شوند. در عصر گسترش استفاده از فضای مجازی، کشور‌ها می‌توانند با تمرکز بر کلان‌شهر‌ها و هدایت همه منابع و سرمایه‌های کشور به سوی آن درآمدهای کلان داشته باشند. اما یافتن پاسخ برای این سئوال که چه عاملی برخی شهر‌ها را نسبت به هدف‌گذاری مناسب برای نحوه صرف‌کردن منابع و تحقق اهداف زیست‌ محیطی ناتوان می‌سازد، اکنون به عنوان یک چالش مهم مطرح است.

creative-economy-seppidar

ریشه‌یابی بیشتر چالش های اقتصادی موضوعی محلی و منطقه ای است. برای مثال بسیاری از شهر‌ها در دام سنت‌گرایی و گذشته صنعت‌زده خود گرفتار شده و برخلاف هزینه گزافی که صرف توسعه می‌کنند، نسبت به جذب سرمایه‌ها و پیشرفت ناتوان و ضعیف ظاهر می‌شوند. یکی از اقتصاد‌دانان معاصر به نام «مانکر اولسون»[1] سال‌ها پیش از این خاطر‌نشان کرده است که افزایش سطح رفاه ملت‌ها و مردم موجب استحکام فرهنگی و سازمانی کشور است و آن را استحکام گروهی می‌نامد. تحلیل نظریه «اولسون» روشن می‌سازد که چرا برخی از ملّت‌ها در دام اقتصاد ناکارآمد و قدیمی‌خود باقی مانده و در نتیجه نسبت به هماهنگ شدن با پیشرفت در جهان امروز ناامید و ناتوان می‌شوند. بسیاری از مدیران، محققان و متخصصان کشورهای در حال توسعه هنوز هم رویکرد دانش بنیان را مناسب نمی‌دانند و به جای آن به مدل‌سازی برای «دهکده جهانی»[2] به عنوان نماد و نشانه پیشرفت گرایش دارند.

اقتصاددانان پیشرو برای سنجش بهتر توانمندی اقتصادی در شهرهای معاصر چهار شاخص اساسی را معرفی کرده اند که عبارتند از:

  1.  قابلیت ترکیب شدن دستاوردهای نظری با نوآوری‌های عملی،
  2. وجود صنایع فوق پیشرفته و استفاده شرکت‌ها و صنایع مختلف از آن،
  3. میزان نوآوری به ازای هر شهروند،
  4. تنوع فعالیتی که با حضور گروه‌های مختلف در مشاغل گوناگون مورد سنجش قرار می‌گیرد.

جهت دستیابی به راهکارهای بهینه در راستای مواجهه هوشمندانه با چالش‌های اقتصادی، استفاده از تجارب جهانی می‌تواند راهگشا باشد. از این رو در ادامه سه مورد از این تجارب مورد بررسی قرار می‌گیرند:

الف) شهر کتاب، هایان‌وای، بریتانیا

تا سال 1961 شهر «هایان‌وای»[3] به‌طور کامل توسط محدوده‌های مصوب در استان «ولز»[4] مشخص نشده بود و به شدت وابسته به بازارهای رو به نزول کشاورزی و صنایع غذایی برای گرداندن اقتصاد شهر بود. در این شرایط «ریچارد بوث»[5]وارث یک ساختمان بزرگ نیمه خراب بود که کار خرید و فروش کتب دست دوم را در آن شروع کرد و این فعالیت به سرعت رونق گرفت، به‌طوری‌که تمام ساختمان به آن تخصیص یافت و هنگامی که ساختمان‌های اطراف نیز جهت گسترش فعالیت به این فضای خرید و فروش کتاب افزوده شدند، رونق این فعالیت صد چندان شد. این ایده که شهر پر از کتابفروشی باشد می‌توانست شهر را به یک جاذبه بین‌المللی تبدیل کند که در نوع خود یک کار بدیع محسوب می‌شد. به همین خاطر کتابفروشی و مجموعه اطراف آن به سرعت به بزرگ‌ترین مرکز خرید و فروش کتاب‌های دست دوم در سرتاسر جهان تبدیل شد و ایده خلّاق ایجاد این مجموعه تنها به یک شهروند خلّاق تعلق داشت. در اوایل سال 1970 در این شهر یک کنفرانس بین‌المللی با موضوع کتاب برگزار شد، در آن زمان در شهر 42 کتابفروشی بین‌المللی وجود داشت. این کتابفروشی‌ها تخصص‌های گوناگون را همچون سینما، هنر، تاریخ، علوم نظامی، شعر و ادبیات، کودکان، حقایق آمریکا، فلسفه و اقتصاد پوشش می‌دهند. عموم مردم و بازدیدکنندگانی که برای خرید کتاب و دیدار از جاذبه های تجاری- گردشگری به این شهر سفر می‌کنند، رونق‌بخش فعالیت‌های کوچک و بزرگ اقتصادی در شهر هستند.

ب) بازآرایی مدیریت شهری و اعتلای اقتصاد شهری، تیلبرگ، هلند

«تیلبرگ»[6] با دارا بودن حدود 200 هزار نفر جمعیت ششمین شهر بزرگ کشور هلند محسوب می‌شود. در دهه 1990 این شهر یک شکل کاملا جدید از مدیریت شهری را پذیرا شد، به‌طوری‌که این مدل مدیریتی به نام مدل «تیلبرگ» مشهور شد. این شهر به عنوان مکان مشارکت شهروندان، با لایه‌های مدیریتی گوناگون و با تاکید بر همکاری واحد‌های همسایگی در ایجاد یک شهر پیشرو، شناخته شد و نتیجه آن صرفه‌جویی عظیم در هزینه‌ها بود. این سیستم با یک ساز‌و‌کار مدیریت خصوصی قابل قیاس است و مانند مراکز تولید ارزش افزوده عمل می‌کند که خدمات و محصولات آن کاملا تعریف شده است. سیستم سیاسی (اطلاع رسانی شهر و شورا) نسبت به اهداف و نتایج تصمیم‌گیری می‌کند و تعیین می‌نماید که مقدار این محصولات یا کیفیت آنها باید چگونه باشد. سیستم عمرانی شهر (سیستم عمرانی و اجرایی) حتی در قبال کمترین هزینه‌های ممکن، با توجه به تعاریف، قوانین و شاخص‌های تعریف شده در مقابل سیستم مدیریتی شهر پاسخگوست. دپارتمان‌های گوناگون نیز با مدیران شهر و اعضای شورا از طریق یک سیستم اطلاع‌رسانی شفاف ارتباط داشته و درباره پیشبرد اهداف و انحرافات احتمالی در اجرای طرح‌ها اخطار می‌دهند.

پ) کنترل مخارج شهر توسط شهروندان، پورتو آلگرو، برزیل

جایگاه مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌های مدیریت شهری در «پورتو‌آلگرو»[7] ریشه‌ای عمیق دارد. «تارسو جنرو»[8] در دوره مسئولیتش که از سال 1993 تا 1997 به عنوان شهردار این شهر فعالیت می‌کرد با چالش ارتباط سنتی بین مردم و مسئولین مواجه بود . وی تلاش می‌کرد تا آگاهی عمومی را در این زمینه بالا برده و مشارکت در تصمیم‌گیری برای تخصیص بودجه را در فرهنگ شهروندی نهادینه سازد. یکی از مؤلفه‌های بارز مدیریت آقای «جنرو» در نظر داشتن این ایده بود که شهروندان بایستی در کنترل شهر مشارکت داشته‌باشند و با عملی شدن این ایده به مردم اجازه داده می‌شد تا در اداره امور شهرشان دخیل شده و با تصمیم‌سازی بر حسب نیازهای واقعی شهر به اتخاذ تصمیمات مناسب در شورای شهر به عنوان نهاد اصلی تصمیم‌گیرنده در مدیریت شهری یاری رسانند. در این فرآیند گروه‌های وکلای محلات و نمایندگان مناطق نیز به شورای شهر می‌پیوندند تا در جهت حرکت به سمت پیشرفت و توسعه شهر، سیاست‌های بلند‌مدت و راهبردی را مورد بررسی قرار دهند. تغییر ایجاد‌شده در ساختار سازمانی مدیریت شهر «پورتو‌آلگرو» تغییر در شکل رابطه بین دولتمردان و شهروندان بوده‌است و آقای جنرو در این رابطه می‌گوید: «هدف از این تغییر، ایجاد کنترل مستقیم مردم و به‌وجود آوردن دموکراسی از طریق مشارکت در فرآیند تصمیم‌سازی[9] و تصمیم‌گیری می‌باشد».

جمع بندی

اصلی‌ترین چالش در سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصاد دانش بنیان در شهرهای معاصر، نبود تضمین کافی برای بازگشت سرمایه از سوی دولت‌هاست و رفع این مشکل از طریق افزایش آگاهی عمومی درباره اقتصاد شهری و حمایت گسترده دولتی از استعدادها و سرمایه‌های نو امکان‌پذیر می‌باشد. با توجه به گسترش و پیشرفت روزافزون علم و فناوری لازم است مبحثی به نام راهکارهای نوین اقتصادی در طرح‌ها و برنامه‌های شهری گنجانده شود تا از این طریق توجه به آن در سیستم مدیریت شهری نهادینه گردد. همچنین استفاده از تجارب جهانی در اجرای طرح‌های اقتصاد شهری هدر رفت منابع را به حداقل می‌رساند.

منابع

  • گیلبرت، آلن و گاگلر، جوزف(1375): شهر‌ها، فقر و توسعه. ترجمه پرویز کریمی ناصری، انتشارات شهرداری تهران.
  • هاروی، دیوید(1376): عدالت اجتماعی و شهر. ترجمه فرخ حسامیان، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.
  • Bagwell, Susan (2008): Creative clusters and city growth. Creative Industries Journal, Vol. 1, 31–46.
  • Florida, Richard (2008): Discovering How Technology Talent and Tolerance Affect the New Economy. www.visionbroward.org
  • J.Scott, Allen (2000): The Cultural Economy of Cities. London, Sage.

[1] Mancur Lloyd Olson

[2] Global Village (closely associated with Marshall McLuhan)

[3] Hay-on-Wye

[4] Welsh

[5] Richard Booth

[6] Tilburg

[7] Porto Alegre

[8] Tarso Genro

[9] Decision Making

ارائه دیدگاه غیرفعال است