راهبردهای برنامه ریزی شهر خلّاق از دیدگاه چارلز لاندری

در سال 1995، چارلز لاندری و فرانکو بیانچینی کتاب شهر خلاق (The Creative City) را به عنوان بیانیه روشن نظریه شهر خلّاق منتشر کردند. ایده شهر خلاق پاسخی به مشکلات شهری در بحران بین المللی در جریان انتقال به اقتصاد جهانی و صنعتی بود. ایدئولوژی آنها در پی تغییر رویه برنامه ریزی سنتی (بر مبنای راه حل های کالبدی) به سوی ارتقای محیط های شهری و تقویت جوّ خلاقیت و «زیرساخت­های نرم» از طریق همکاریهای جدید بود. در تعریف لاندری زیرساخت های نرم به چگونگی آشنایی و تبادل ایده ها بین مردم نظر دارد و زیر ساخت های لازم گونه ای از توسعه کالبدی و مکان سازی را تشویق می نماید که تقویت کننده ارتباطات بین مردم باشد. در راستای تبدیل شدن به شهری خلاق، لاندری و فرانکو بیانچینی حامی برنامه­ ای شدند که اهم موضوعات آن به شرح زیر است.

  • از بین رفتن موانع خلاقیت، موانعی که به دلیل سیستم پیچیده اداری (بوروکراسی) بدتر نیز شده‌اند،
  • بازبینی عمیق موفقیت ها یا شکست های سازمانی،
  • تشخیص کاتالیزورها مانند توانایی های خلاق افراد (به عنوان مثال مهاجران)،
  • تعادل بین جهانی شدن (Cosmopolitanism) و محلی گرایی،
  • ارتقاء و توسعه فضا برای مردم و پروژه های خلاق،
  • تفکر مجدد درباره مدیریت شهری.

در مثال‌هایی که از برنامه‌ریزی و حکمرانی شهر خلاق در اروپا آورده شده افزایش آگاهی در مورد مسائل محیطی و‌ توسعه فضاهای سبز شهر و فراهم کردن مکان هایی برای مشارکت اجتماع را شامل می گردد. در راستای فراهم آوردن یک چارچوب ملموس ­تر برای عمل برای برنامه ­ریزان، لاندری در سال 2000 کتاب «شهر خلاق، جعبه ابزاری برای نوآوران شهری» را چاپ نمود. ویرایش دوم این کتاب نیز در سال 2008 چاپ شد. در این اثر، لاندری راه هایی را برای تفکر و عمل خلاقانه در برنامه‌ریزی ارائه می‌دهد. این کتاب راه ها و روش هایی برای فکر خلاقانه، برنامه‌ریزی خلاقانه و عمل خلاقانه ارائه شده است. از دیدگاه وی شهر آینده شهری خواهد بود که به آموختن و درس‌ گرفتن از یافته ها و موانع نیاز دارد. شهر خلاق یا شهر آینده که لاندری وضع می نماید واجد خصوصیات زیر می‌باشد:

  • شهر خلاق به ترکیبی از زیرساخت های نرم و سخت احتیاج دارد،
  • شهر خلاق تقویت کننده ارتباطات بین مردم است،
  • شهر خلاق از سطح بالایی از امکانات و کیفیات برخوردار است،
  • شهر خلاق حامی «فضای سوم» است. فضای اول خانه، فضای دوم محیط کار و فضای سوم جائیست که مردم می توانند در آنجا می توانند با هم باشند، چنین فضاهایی احتمالا ترکیبی از فضاهای آرام و مهیج هستند و در آن ها به فضاهای سبز و کیفیت زیبایی توجه خاصی شده است،
  • شهر خلاق به لحاظ تکنولوژی پیشرفته است،
  • شهر خلاق، حالت متعادلی بین جهانی شدن و حفظ ارزش های محلی می باشد،
  • شهر خلاق هم به متفکران و خلاقان پویا و هم به اجراکنندگان ایده ها نیاز دارد،
  • شهر خلاق به زیر ساخت های هوشمند فرمال و غیر فرمال در سطح وسیع نیاز دارد،
  • شهر خلاق شهری باز می­باشد که فضاهای مربوط به افراد و مردم غیر معمولی نیز امکان وجود و فعالیت دارند،
  • در شهر خلاق پیوند های قوی ارتباطی در خود شهر و بین شهر و جهان خارج تاسیس شده که این امر خود به توسعه فرهنگ کارگشایی و تاسیس و راه اندازی کمپانی ها کمک می نماید.

از دیدگاه لاندری، پیش زمینه ها و معیارهایی برای یک شهر در راستای اینکه آن شهر حقیقتا خلاق باشد نیاز است. از جمله آنها می توان محیط هیجان آور، امنیت، آزادی از مزاحمت و نگرانی را برشمرد. شهرها با برخی از این معیارها می توانند خلاّق باشند، لیکن عملکرد آن ها در صورت وجود 7 معیار زیر بهترین خواهد بود:

  1. کیفیت های شخصی،
  2. خواستن، اراده و رهبری،
  3. تنوعی از انسان ها و دسترسی به افراد مستعد و استعدادهای مختلف(مهاجران و خارجی های مکمل داخلی‌ها)،
  4. فرهنگ سازمانی،
  5. هویت محلی(تاکید بر هویت فرهنگی و وجود تلرانس در صورت وجود فرهنگ­های مختلف در شهر)،
  6. فضا و امکانات شهری،
  7. پویایی شبکه ای(Networking Dynamics).

ایده های فوق هر دو پاسخی به انتقال به اقتصاد بعد صنعتی می باشد. هر دو ایده از هم متمایز بوده لیکن می توانند در یک زمان هر دو درست باشند به عبارت دیگر یکدیگر را رد نمی کنند ایده فلوریدا حمایت کننده اقتصاد خلاق از طریق افزایش قدرت جذابیت یک مکان برای کشاندن طبقه خلاق به آن مکان به عنوان تولید کنندگان خلاقیت می باشد. لاندری در مورد راه های نوآوری در عمل برنامه ریزی و حکمرانی برای تشکیلات اجرایی یک ناحیه در راستای پرورش محیط های شهری زاینده فعالیت ها و همکاری‌های خلاق بحث می‌نماید. تئوری لاندری به دلیل محور قرار دادن کیفیت های مکان به عنوان قدرت جذابیت یک مکان ازاهمیت خاصی برخوردار است.

ارائه دیدگاه غیرفعال است