تمدن دیرپای هند، روایتی از تکامل جوامع بشری

شبه جزیره وسیع هندوستان با مساحتی معادل نصف قاره اروپا و جمعیتی در حدود یک پنجم جمعیت کره زمین در قاره آسیا واقع شده است. در این سرزمین پهناور، همه گونه اقلیم از قله های یخبندان و جنگل های انبوه تا کویرهای خشک و بایر یافت می شود. در طول تاریخ هیچ سرزمینی به وسعت هندوستان با آن همه نژاد و تمدن بر روی کره زمین وجود نداشته است.

 بی اعتنایی هندیان به تاریخ نگاری نتیجه نوعی جهان بینی بوده است، به عبارت دیگر در متن وقایع تاریخی که هندیان به ثبت آن اقدام می نمودند، تنها پند و اندرز و مقام و شهرت را می توان دریافت و به این دلیل اکثر مورخان معتقدند که هند دارای تاریخ مدون نمی باشد. از سوی دیگر با احتیاط می توان از روی ادبیات و افسانه های قدیمی هند، بعضی نکات برجسته تاریخی این قوم را روشن ساخت که بیشتر در اثر ارتباط بین هندیان و اقوام دیگر باستانی، می توان به گذشته تاریخی هند پی برد.

Mohenjodaro

 به عقیده لغت شناسان نام هند از اسم رودخانه سند که در میان هندی ها ایندوس – Endus نام دارد گرفته شده است. تا نیمه اول قرن بیستم تصور عموم بر این بود که تمدن هندوستان با آریایی ها آغاز می گردد، و قبل از ورود این قوم به هندوستان، تمدنی در این منطقه وجود نداشته است. اما با کاوش هایی که در منطقه موهنجودارو – Mohenjodaro توسط جان مارشال و دستیارانش صورت گرفت آثاری کشف شد که حکایت از قدیمی ترین تمدن جهان دارد. این اکتشافات ثابت می کند که در سند و پنجاب طی هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد، یک زندگی شهری بسیار مترقی وجود داشته است. وجود چاه ها و گرمابه ها و مجاری فاضلاب مجهز در اغلب خانه ها، دلالت دارد بر وضع اجتماعی والای مردم آن در مقایسه با وضع مردم سومر داشته و بر وضعی که در مصر و بابل حکمفرما بوده برتری داشته است. مهم ترین تمدن های کهن تر از تمدن های آریایی، موهنجودارو و هارپا – harpa بوده اند که دارای قدمت بسیار زیاد بوده و از لحاظ فناوری و مدنیت در سطح بالایی قرار داشتند.

 در مورد ساکنان اولیه هند، می توان از ناگاها – nagas که معروف به مارپرستان بودند نام برد. این اقوام پیش از حمله و هجوم آریایی، نواحی شمال هندوستان را در تصرف داشتند. قدری دورتر در جنوب هند، مردمانی می زیستند سیاه پوست با بینی پهن که آنها را دراویدی – Dravidian می خوانند. برخی از مورخان حدس می زنند که دراویدی ها از اقوام سومری بوده و در هزاره چهارم پیش از میلاد، از راه شمال غربی بر سرزمین هند استیلا یافته اند.

 در حدود دو هزار سال پیش از میلاد، آریایی ها که از خویشاوندان نزدیک ایرانیان بودند، و به زبان هند و اروپایی سخن می گفتند، شروع به مهاجرت از ایران کرده، و پس از عبور از کوهستان ها به جلگه سند رسیدند. آریایی ها ابتدا پنجاب را به تصرف درآوردند و به سبب برتری نیروی جسمانی و استفاده از سلاح آهنی و اسب بر دراویدی ها مسلط گشتند. این افراد در حقیقت مهاجرانی بودند که برای دستیابی به چراگاه و سرزمین های جدید برای کشت به این نواحی آمده بودند و چون مردانی شجاع و جنجگو و دارای تیر و کمان بودند و ارابه های جنگی در اختیار داشتند و دارای نظام فرماندهی متمرکز نیز بودند به آسانی توانستند بر هند تسلط یابند. اما با استقرار در هند حالت جنگجویی خود را از کنار گذارده و به کشت و زرع پرداختند.

در رأس نظام سیاسی آنان پادشاه قرار گرفته بود و اختیاراتش از سوی شورای جنگجویان کنترل می شد؛ همچنین هر قبیله در رأس فرماندهی خود یک فرمانده داشت که اختیاراتش توسط شورای قبیله محدود می گردید. در این عصر، به اعتقاد مردم سایر سرزمین ها، هندوستان سرزمینی صاحب ثروت و کشور عجایب به نظر می رسید.

ارزیابی ها از ثروت و غنای کشور هند، مقدونیان و یونانیان را برانگیخت تا در سال ۳۲۷ قبل از میلاد، و پس از افول امپراطوری پارس، به سرزمین هندوستان یورش برند. اسکندر مقدونی موفق گردید با عده ای از شاهان هند، که با یکدیگر رقابت داشتند، متحد شده و قسمتی از سرزمین هند را تصرف کند. اسکندر بر آن بود که به پیشرفت خود به سوی شرق هند ادامه دهد و دره گنگ را تسخیر کند. اما ارتش مقدونی که بر اثر دشواری حرکت در کوهستان های هند از پا درآمده بود، در برابر مقاومت سرسخت هندیان از اطاعت فرمانده خود سر باز زد. اسکند ناچار شد با جنگ و گریز هند را ترک گوید. دیری نپایید که میان سرداران مقدونی و پادشاهانی که تسلیم فاتحان شده بودند اختلاف افتاد و بومیان علیه یوغ خارجی سر به شورش برداشتند. در سال ۱۳۱۷ قبل از میلاد همه پادگان های فرماندهی مقدونی از هند برچیده شدند. قیام برعلیه مقدونیان را شخصی به نام چاندراگوپتا – Chandragoupta رهبری نمود. وی پس از پیروزی برعلیه مخالفین، سلسله موریان را بنیان نهاد.

 وی به تذریج بر تمام نواحی شمال مستولی شد و بدین سان وسیع ترین دولت هند باستان را بنیان نهاد. در حقیقت چاندراگوپتا موفق می شود که وحدت را در بخش عمده ای از سرزمین هند نهادینه ساخته و نظام اداری بسیار قوی ایجاد کند. نوه چاندراگوپتا که نامش، اشوکا – Ashoka بود برای ایجاد وحدت و تمرکز در سرزمین هند، مذهب بودا را می پذیرد و این مذهب را مذهب رسمی کشور معرفی می کند؛ بدین وسیله ایدیولوژی واحد، تمرکز و وحدت را در سراسر کشور موجب می شود.

 آشوکا علیرغم تلاش های خود نتوانست دولتی استوار و واحد به وجود آورد. بلافاصله پس از مرگ وی امپراطوری موریان رو به انحطاط گذاشت. در حدود سال ۱۸۷ قبل از میلاد، واپسین بازمانده این خاندان به وسیله یکی از سران نظامی خلع و کشته شد. این فرمانده خود سلسله جدیدی به نام شونگا – Counga را بنیان نهاد. در همین دوره است که از قسمت شمال غربی هند، اقوامی شروع به حمله کردند که معروف ترین آنها کوشان ها بودند. کوشان ها به تدریج به قسمت های شمال غربی هند وارد شدند. این عده در ناحیه ماورالنهر، افغانستان، پاکستان و غرب هند دولتی را با همین نام تشکیل دادند. کوشان ها نیز مذهب بودایی را قبول کردند و کانیشکا معروف ترین امپراتور این دولت که از حامیان متعصب آیین بودا بود اقدام به ساختن معابد و صومعه های بسیار نمود. امپراطوری کوشان ها که از نژادهای بسیار گوناگون ترکیب شده بود نمی توانست برای مدت طولانی باقی بماند. این امپراطوری اندکی پس از مرگ کانیشکا رو به ضعف نهاد، و در حدود سال ۲۳۰ پس از میلاد منحل گردید. در این بین امپراطوری گوپتا پا به عرصه وجود نهاد که در زمان سلطنت چاندرای گوپتای دوم به اوج عظمت خود رسید. او قسمت عظیمی از پنجاب و سرزمین های هند مرکزی را به تصرف درآورد، دولت وی از خلیج بنگال تا دریای عمان گسترده شده بود. همزمان با این دوره (که برابر با دوره ساسانیان می باشد) هند شمالی دستخوش هجوم هفتالش – Hephtalltes Huns گردید. این قبایل که از آسیای مرکزی آمده بودند، از جمله به امپراطوری گپوتا یورش بردند و به واسطه همین جنگ ها بود که این سلسله ضعیف گردید.

history

 بعد از آن، در حدود قرن هشتم میلادی، اسلام با گذشتن از سرزمین پاکستان و افغانستان وارد سرزمین پنجاب می شود. لشکریان اسلام تا مرز هند پیش رفتند و آیین اسلام توسط بازرگانان و مبلغین به سرزمین هند راه یافت. بعدها، سلطان محمود غزنوی نیز به هند لشکر کشید و آن سرزمین را فتح کرد. سرزمین هندوستان مدت ها بعد از حمله سلطان محمود، مورد تهاجم مغولان قرار می گیرد. در دوره مغولان، تیمور به هندوستان حمله کرده و سرزمین هند را مورد کشتار و ویرانی بسیار قرار می دهد.

 اهمیت تمدن هند در تاریخ بشری، به خاطر پیشرفت های علمی در زمینه های پزشکی، صنعت، علوم، فنون و هنر بوده است. این تمدن از نظر فرهنگی با فلسفه ای عمیق و گسترده، تأثیری دیرپا بر تمدن های پیرامونی داشته است.

منابع: 

  • پایگاه ویکی پدیا پارسی / انگلیسی
  • پایگاه اطلاع رسانی آفتاب