مفهوم کیفیت در معماری و شهرسازی

کیفیت واژه ای است که در تمام رشته های هنری علمی و صنعتی به شکل شهودی (درون ذهنی) درک و به طور مستمر در چار چوب گفتمان حوزه های مزبور به کار برده می شود. کیفیت مفهومی دو وجهی است. هنگامی که این واژه در مورد کیفیت های ملموس همچون: سختی، نرمی، سرعت و غیره به کار گرفته می شود، مفهومی روشن و قابل فهم دارد، لیکن زمانی که در مورد کیفیت های غیر ملموس نظیر: زیبایی، شکوه، تأثیر گذار و غیره استفاده می شود به مفهومی فرار و چند پهلو مبدل می گردد. معنای لغوی واژۀ کیفیت در فرهنگ زبان فارسی چگونگی، چونی، صفت و حالت چیزی عنوان گردیده است. واژه فارسی (کیفیت) به لحاظ ریشه شناسی (etymology) از واژه عربی« کیفیه» که اسم است، مشتق شده است. از نظر لغوی کیفیت ( quality) در زبان انگلیسی به ماهیت، نوع، یا خصوصیت یک شئ اشاره می کند. این واژه از لغت های لاتین کیوآلیتاس ( qualitas ) به معنی از یک نوع و از واژه فرانسوی کالیت ( quolit ) مشتق شده است. واژه کیفیت در زبان انگلیسی به معنای چیزی است که یک شخص، یک شئ و یک فکر داشته، موجب خاص و جالب شدن آنها می گردد.

معنای-کیفیت-در-معماری-و-شهرسازی
فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز در ذیل واژه «کیفیت» چهار معنا به ترتیب زیر ارائه می نماید :

  1. در جۀ خوبی ارزش چیزها،
  2. خوبی وکمال به مفهوم عام،
  3. صفات و خصوصیات،
  4. جنبۀ ویژه و علایم ممیزه.

واژۀ کیفیت گاهی به عنوان متضاد واژه کمیت به کار گرفته می شود، در این حالت بر خلاف مفهوم کمیت که به خصوصیت فیزیکی ارجاع دارد به خصوصیتی غیر ملموس اشاره می نماید. مراد از کیفیت هنگامی که به عنوان درجه و میزان خوبی یک شئ به کار رود این است که: درجه خوبی، آن شئ زیاد است. به عبارت دیگر واژه کیفیت در زبان انگلیسی چنانچه بودن قید و اضافات به کار رود به مفهوم کیفیت خوب است. لذا کیفیت یک شئ در این نظریه، درجه و میزانی که یک شئ از شیئی دیگر بهتر است اشاره دارد. یکی از پرسش های اساسی در بحث کیفیت مسأله حالت وجودی«mode of existence » آن است. به عبارت دیگر هنگامی که گفته می شود: «شیئی دارای کیفیت خاص است». (نظیر یک خیابان زیبا ) آیا به این مفهوم است که این خود شئ است که مالک کیفیت مذکور است و اگر این گونه است، حالت واقعی چنین کیفیتی چیست ؟ یا منظور این است که این ما هستیم که کیفیت زیبایی را به آن خیابان اعطا و فرافکنی می کنیم. و یا کیفیت زیبایی زمانی امکان تجلی می یابد که ما خیابان را مورد مشاهده قرار داده باشیم.
بحث فوق این پرسش را که چگونه و در کجا چنین کیفیاتی وجود دارند مطرح می نماید. پاسخ این پرسش، یعنی این که آیا کیفیت های زیبا شناختی « در ذهن ادراک کننده » یا در « شئ ادراک شده » وجود دارد را می توان در قالب دوگانگی «duality» مشهود « سوژه» و« اُبژه» یا « فاعل شناسی » و « شئ شناسی شده » صورت بندی نمود. از این رو گفته می شود کیفیت یک شئ از دو منبع با دو عرصه سرچشمه می گیرد. اولی عرصه ذهنی فرد و دومی عرصه عینی شئ.
بر اساس این نظریه، کیفیت هایی متعلق به عرصه ذهنی اند که درون ضمیر فرد ساکن هستند. متقابلاً، کیفیت های مربوط به عرصه عینی، کیفیات متعلق به شئ اند که به شکل موجودیتی خاص در معرض ذهن قرار گرفته و با حقایق جهان خارج سر و کار دارند. کیفیت های ضمیری را می توان به عنوان ارزشهایی که به دشواری قابل کمی شدن بوده و به سختی می توان آن را اندازه گیری نمود و معرفی کرد. کیفیت های مربوط با بیان مطلوب، نا مطلوب، زشت و زیبا بودن اشیاء معمولاً از این دسته هستند. بر خلاف کیفیت های ضمیری، کیفیت های حقیقی اشیاء را می توان به عنوان کیفیاتی که ماهیتی قابل اندازه گیری دارند و به ظرفیت های قابل سنجشی نظیر وزن، ارتفاع و سرعت ارتباط دارند، معرفی نمود.
ارزش های ذهنی و روانی یک شئ از آنها به عنوان کیفیت مطلوب شئ نام می برند (نظیر زیبایی) از فرد نشأت می گیرد؛ در حالی که مقیاس های اندازه گیری عینی اشیاء که از آن به عنوان کیفیت های ظرفیتی نام می برند از خود شئ سر چشمه می گیرد از این رو در مورد کیفیت یک شئ می توان گفت:« کیفیت یک شئ درجه و میزان برتری، مشابهت یا فرو تری آن نسبت به اشیاء دیگر است »، که توسط انسان از طریق ذهنی و عینی به عنوان مجموعه ویژگی های آن شئ درک و محسوب می گردد. کیفیت یک شئ از دو منبع ضمیر فرد و خود شئ نشأت می یابد و به ترتیب آنها را ارزش و مقیاس اندازه گیری نامیده، بیانگر دو گروه کیفیت های مطلوبی و کیفیت های ظرفیتی اشیاء هستند.
حال پس از طرح مقدمات فوق می توان به نظریات سه گانه در مورد حالت وجودی کیفیت در فضاهای شهری رسید:

  • تلقی کیفیت طراحی شهری به مثابۀ کیفیت و صفتی که ذاتی محیط کالبدی بوده و به شکل مستقل از ناظر وجود دارد. اینان کیفیت طراحی شهری را ماهیتی متعلق به محیط و به طور مشخص نسبت به فرم می دانند. برای مثال آلدوروسی در کتاب « معماری شهر» بر این عقیده است که: « فرم ها به صورت ذاتی کیفیت هایی هستند که بی زمانند و قادرند با پذیرفتن عملکردهای گوناگون در عصرهای مختلف تداوم تاریخی بیابند ». ازجمله صاحب نظرانی که کیفیت فضاهای شهری را تابعی از کیفیت الگوهای محیط می دانند باید به کریستفرالکساندر اشاره نمود. گرچه الکساندر نظریات مفصلی در مورد طراحی شهری عنوان کرده و راهکارهای مشخصی را برای اعتلاء کیفیت محیطی پیشنهاد و تجویز می نماید، با این حال وی اساساً ارائه تعریف از کیفیت را نا ممکن نمی داند. الکساندر برای اشاره به چنین کیفیتی، که به گفته او در ریشه و بنیان هر شیء مطلوبی بوده و به آن سرزندگی، کلیت و راحتی می بخشد، از اصطلاح کیفیت بدون نام استفاده می کند. چرا که اعتقاد دارد چنین کیفیتی را نمی توان تعریف و نامگذاری نمود.
  • تلقی کیفیت به مثابه مقوله ای که کاملاً ذهنی بوده، سلیقه هایی که توسط ناظر ساخته شده، هیچ گونه ربطی با ساختار و خصوصیات محیط کالبدی ندارد. نظریه پردازان دهه 60 میلادی را که عمدتاً از خارج از انضباط های معماری و طراحی شهری به مسائل و معضلات شهری می پرداختند را می توان در این گروه طبقه بندی نمود.
  • تلقی کیفیت به مثابه پدیدار یا رویدادی که در جریان داد و ستد میان خصوصیات کالبدی و محسوس محیط از یک سو و الگوها و رمزهای فرهنگی و توانایی های ذهنی فرد ناظر از سوی دیگر شکل می گیرد. نظریه پردازان تجربه گرای طراحی شهری همچون لینچ، اُپلیارد، لنگ و نسر را می توان مهمترین حامیان اینگونه تلقی مفهوم کیفیت دانست.

منابع:

  • فرهنگ لغات فارسی عمید، نشر امیرکبیر، 1383.
  • Oxford Advanced Dictionary, 8th Edition, 2014
  • لنگ، جان: آفرینش نظریه معماری، ترجمه دکتر علیرضا عینی فر، انتشارات دانشگاه تهران، 1385.
  • الکساندر، کریستوفر: معماری و راز جاودانگی، ترجمه مهرداد قیومی، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1383.
  • گلکار، کورش: کند و کاوی در مفاهیم طراحی شهری، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1389.