کودکان و نوجوانان، اساس وجودی شهر خلاق

تا هنگامی‌که رسیدن به پایداری در یک شهر مهم و ضروری تلقی می‌شود، داشتن فضای باز و مردمی ضرورت دارد. به عبارت دیگر جذب استعداد‌های خلّاق و نوآور با اعمال محدودیت هرگز اتفاق نخواهد افتاد. در شهر خلّاق تنها یک قشر خاص برای ایجاد فضایی باز و مردمی بازیگر نیستند، بلکه افراد مختلف از سنین و اقشار مختلف، قومیت‌ها و نژادهای گوناگون، همگی اعضای یک جامعه خلّاق هستند و هر یک هویت و شخصیت خاص خود را دارند. فضای شهری نیاز به تنوع و آزادی داشته و بایستی موانع پیشرفت در آن به حداقل ممکن برسد، به همین دلیل چنین اجتماعی نمی‌تواند محدود و انحصار‌طلب باشد. تفکر آزاد برای شهر خلّاق یک ضرورت به حساب می‌آید و قابلیت جذب استعداد‌های گوناگون برای شهر‌های بزرگ یک نیاز بوده و فضایی متنوع و نوآورانه ایجاد خواهد‌کرد. برای افزایش این قابلیت، شروع جریان مهاجرت استعدادهای خلّاق به سمت مناطق و شهر‌های خلّاق لازم است تا نیاز جامعه به نیروی مستعد و خلّاق برآورده گردد. در این راه نادیده گرفته شدن گروه یا قشری خاص از شهروندان به معنای از دست دادن فرصت‌های بسیاری برای توسعه و پیشرفت است. از جمله گروه‌هایی که در بیشتر موارد نادیده گرفته شده و یا نقشی کمرنگ به آنها داده می‌شود، کودکان، نوجوانان و جوانان به عنوان سرمایه‌های خلّاقیت و نوآوری برای آینده یک شهر خلّاق هستند.

Homepage crop

امروزه بزرگسالان جهان را اداره می‌کنند، آنان قدرت را در دست دارند و تعیین می‌کنند که چه تغییراتی در چه زمانی و چه مکانی باید به وقوع بپیوندد و قانون‌گذاری و تصمیمات کلان ایشان برای توسعه و آبادانی شهر اغلب مبتنی بر شناخت ناکافی و مبهم از وضعیت کلی شهر می‌باشد. این چالش آن هنگام که کودکان و نوجوانان در محیط‌ کلان‌شهر‌ها مخاطب اصلی برنامه‌های شهر هستند، بیش از پیش آشکار می‌گردد. در عصر کنونی ماهیت دوران کودکی در شهر‌ها به سرعت در حال تغییر است و تحقیق مبتنی بر دانش محلی یک گام اولیه و مهم در کشف استعدادهای خلّاق کودکان و نوجوانان و هدایت ایشان به سوی مسیر رشد و شکوفایی می‌باشد. استفاده از مشارکت خلّاق کودکان و نوجوانان در توسعه اجتماعی شهر، ابزاری قدرتمند در جهت ایجاد تغییرات گسترده اجتماعی- فرهنگی است و از طرفی کودکان و نوجوانان نیز از طریق این فعالیت مشارکت‌جویانه در معرض طیف گسترده‌ای از نظرات و ایده‌های نوین قرار‌گرفته و مهارت‌های جدید و ارزشمندی را کسب می‌کنند. مسئولین و قانون‌گذاران محلی نیز از طریق مشارکت ایشان جریانی از ایده‌های خلّاق و نو را به طرح‌ها و برنامه‌ها سرازیر‌ساخته و به درک جامع‌تر و دقیق‌تری از دیدگاه‌ها و نگرش‌های شهروندان نائل خواهند آمد.

علیرغم آن‌که اکنون در قرن بیست و یکم و در دوره شکوفایی علوم و فناوری به سر می‌بریم هنوز هم شهروندان جوان معمولا به عنوان افرادی که سهم بسیار کوچکی در فعالیت‌های شهری دارند در سطوح پایین مشارکت قرار‌گرفته و نیروی خلّاقیت‌شان از بین می رود. متاسفانه در ابتدای عصر صنعت ایشان به دو دلیل نیروی کار مناسبی محسوب می‌شدند: اول آن‌که دارای نیروی زیادی بودند و می‌توانستند به سختی و به مدت طولانی کار کنند و دوم این‌که نیروی بسیار ارزان‌قیمتی محسوب می‌شدند و این نوعی استثمار و نابود ساختن فکر خلّاق در وجود آنان بود. اکنون آن‌چه اهمیت دارد آن است که با از بین رفتن استثمار کاری و افزایش آگاهی عمومی در این مورد، بایستی آموزش و شکوفا‌سازی خلاقیت و نوآوری این نیروی بی‌پایان مورد توجه قرار گیرد.

علاوه بر این فضایی که کودکان، نوجوانان و جوانان را محور قرار می‌دهد مطلوب شهرسازی خلّاق است. با توجه به این موضوع باید این سئوال را مطرح ساخت که آیا امیدی به بهبود اوضاع شهر‌هایی که صنعت زده شده و هویت خود را گم کرده اند، وجود دارد؟ پاسخ مثبت است. چرا که در این شهر‌ها کودکان بسیاری زندگی می‌کنند که بایستی بسیاری از اصول و ارزش‌ها را درباره خلّاقیت و نوآوری سازنده بیاموزند و ضروری است که فضایی باز برای شکوفایی و بارور شدن استعدادهای خلّاق این گروه فراهم گردد. امروزه این جریان در بسیاری از شهر‌های جهان با ارائه خدمات ویژه به کودکان، نوجوانان و جوانان آغاز شده است و پایه آن ابتدا در خانواده و سپس در مراکز آموزشی بنیان گذارده می‌شود.

ایجاد محیط‌های شهری بهتر در راستای حمایت از پیشرفت و شکوفایی استعدادهای  خلّاق کودکان بوده و مستلزم بررسی دامنه‌ای گسترده از موضوعات در سطوح محلی، ملی و جهانی است. در‌حالی‌که هیچ طرح یا برنامه‌ای به تنهایی منجر به ایجاد محیط شهری مناسب و مطلوب برای رفع نیاز‌های کودکان و نوجوانان نمی‌شود، می‌توان گفت که اجرای صحیح هر یک از آنها گامی مهم در راستای فراهم ساختن محیطی بهتر برای شکوفایی هرچه بیشتر استعداد‌های خلّاق در جامعه خواهد بود. محیط کالبدی واقعی و ملموس است و درک موضوعات غیر‌ملموس را برای کودکان و نوجوانان تسهیل می‌نماید. تجربه قشر جوان در تغییر محیط فیزیکی که ناشی از ابتکار عمل خودشان باشد، می‌تواند تمرینی ارزشمند جهت تقویت خلّاقیت در جامعه بوده و این امر حرکتی مؤثر در جهت اصلاح دیدگاه‌ها برای رسیدن به شهر خلّاق، پایدار، سالم و قابل زیست می‌باشد.

تصمیم‌گیری مشترک، انگاشتن کودکان، نوجوانان و جوانان به عنوان شرکت‌کنندگانی مؤثر و ارزشمند، تقویت تأثیر‌گذاری جوانان برای تصمیم‌گیری و ایجاد دگرگونی در تعامل و همکاری آنان با سایر افراد جامعه از جمله اهداف نهایی ایجاد یک شهر خلّاق از طریق مشارکت قلمداد می‌شود. به حقیقت پیوستن مشارکت کودکان و نوجوانان مستلزم حمایت از سوی بزرگسالانی است که از قدرت اجرایی لازم برای ایجاد تغییرات برخوردارند و واقعاً خواهان دخیل ساختن ایشان در گردش به سوی خلّاقیت و نوآوری می‌باشند. با این حال باید توجه داشت که ضمن ایجاد شالوده‌ها و زیر‌ساخت‌های لازم، مشارکت حقیقی می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. با نگاهی دقیق به شرایط کنونی می‌توان در‌یافت که برنامه‌هایی که مدعی مشارکت این قشر از اجتماع هستند در حقیقت پروژه‌هایی تحت کنترل بزرگسالان بوده و پدیده مشارکت کودکان و نوجوانان را بسیار کمرنگ و غیر‌واقعی دیده اند. ایجاد شهر خلّاق مستلزم یک تعهد جدی نسبت به مشارکت همه اقشار جامعه در فرآیند توسعه است و کودکان و نوجوانان نیز بایستی همچون بزرگسالان در فرصت‌های حقیقی برای نگریستن به محدوده زندگی خود، شناسایی موقعیت‌ها و بهبود آن سهمی‌داشته باشند.

ارائه دیدگاه غیرفعال است