حیات جمعی در فضاهای شهری

 تجربه دانش قرن ها، بر رابطه میان فضای شهری و شکل های زندگی اجتماعی و نیز بر رابطه میان استفاده از ساختمان ها و حضور افراد در خیابان و بر رابطه میان کیفیت هنری معماری و توجه و علاقه شهروندان به محیط و همچنین بر رابطه میان شکل مکان های عمومی شهر و آرامش و آسایش شهروندان گواهی می دهد. اما طراحی فضای شهری، چگونه می تواند حس آسایش را بپروراند و موجب رونق ارتباطها شود؟ «دانلداپل یارد» چنین مکان هایی را «محیط های در خور» (Caring Environments) نامیده است. آسایش، ناشی از تماس هایی است که لذت بخش است و مایه خشنودی می شود، تماس هایی که اشخاص را به عنوان افرادی از جامعه تأیید می کند. شهر زنده، برای ایجاد این تجربه های دوست داشتنی، موقعیت ها و مکان هایی را فراهم می آورد.

livable-city

فضای شهری ساختاری است سازمان یافته، آراسته  و واجد نظم که به عنوان کالبدی برای فعالیتهای انسانی بر پایه قواعد معین و روشن استوار گشته است. این قواعد عبارت است از ارتباط میان شکل، بدنه، ساختمانهای محصور گسترده، هم شکلی و یا متنوع بودن آنها، ابعاد بدنه ها نسبت به پهنا و درازی فضا,زاویه گذرها و خیابانها , موقعیت و محل بناهای تاریخی و …. پس هر گشایش فضایی را نمی توان فضای شهری دانست بلکه باید در آن ارتباط ویژه بصری و حرکتی با خصوصیات گفته شده وجود داشته باشد. با بررسی موفق ترین فضاهای شهری ، هدف ها و تجربه های اجتماعی را که این فضا حضور پذیر می سازد، جمع آوری شده است که به قرار زیر می باشند:

  • جوابگوی تمام اعضای جامعه، به ویژه خردسالان، بزرگسالان و معلولان باشد؛ به گونه ای ایمن و آسان یاب،
  • استفاده مرتب و دائمی ساکنان را تسهیل کند،
  • باعث شود که افراد احساس بزرگی کنند و حامی مناعت طبع آنها باشد،
  • حس تعلق به جامعه ای با هویت را تقویت کند،
  • حس کنجکاوی و کاوش را برانگیزد،
  • تجربه های بیادماندنی و ارزشمندی را بر جای گذارد،
  • مردم را هدایت و فعالیتهای مختلف آنها را تسهیل کند،
  • این امکان را فراهم آورد که افراد آن مکان را مانند خانه خود احساس کنند،
  • داده های ارتباط های شخصی را تقویت کند (ارتباط بصری، گفتاری، دیداری).

همچنین جهت دستیابی به فضای حضورپذیر و پاسخگو به زندگی اجتماعی لازم است اصولی مورد توجه قرار گیرند که عبارتند از:

  • تسهیل استفاده مرتب و دائمی ساکنان
  • ایجاد حس تشخیص و مناعت طبع افراد
  • بر جای گذاردن تجربه های به یادماندنی و ارزشمند
  • تعیین جهت و تسهیل فعالیتهای مختلف
  • توجه به مبانی ادراک فضا ( الف- ظرفیت ادراک . ب- هویت کل )

علاوه بر این اصول طراحی که در معماری ایران برای طراحی فضاهای شهری مورد استفاده قرار می گرفته، باعث شده است تا فضاهایی در خور انسان و بر طرف کننده نیاز های مادی ومعنوی وی به وجود آیند. این اصول عبارتند از:

  • اصل ترکیب
  • سلسله مراتب
  • محصوریت
  • تباین فضایی
  • ایستایی و پویایی
  • مقیاس و تناسب

شهر بارزترین نمود تمایل و نیاز بشر به زندگی جمعی و به منزله کالبدی است که به واسطه حضور و حرکت انسان جان می گیرد و به حیات خود ادامه می دهد. این کالبد با گذشت زمان واجد هویت می شود. فضای شهری به یاری تجسم و تصوری که ناظر از وسعت و حدود آن و نیز احساس حرکت در آن پیدا می کند، ادراک می شود. اگر در فضا از نظر بصری کشش وجود داشته باشد احساس حرکت ناظر در آن و ادراک بصری وی کاملاً در هم می آمیزند و حضورپذیری فضا و آمادگی آن در قبال پاسخگویی به نیازهای شهروندان ارتقا می یابد.

ارائه دیدگاه غیرفعال است